ببینمت . . .
گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . .
نامش چه بود؟
هان!
باران . . .
باز با “باران” قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . .!!
همه با چای و خرما افطار می کنند
من با لبخند زیبای تو
این رمضان را خدا بر من ببخشاید
که بت پرست شدم
ای کاش
کیفرش آغوش تو باشد...
ببینمت . . .
گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . .
نامش چه بود؟
هان!
باران . . .
باز با “باران” قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . .!!
وقتی بحثمون به بن بست رسید ، فقط بغلم کن . . .
همین کافیه . . . !
پرنده ای که مقصدش کوچ است
به ویرانی لانه اش نمی اندیشد
چه دنیای ساکتی!
دیگرصدای تپش قلبها غوغانمی کند …
بی گمان همه شکستند!
بگذار بند کفشت را هم من ببندم!
تو همیشه سر بلند باش رفیق
شعر کارو هست عزیزم خیلی قشنگه درسته یا نه
من دلم برای آن شب قشنگ
من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود
آن سیاهی و
سکوت
چشمک ستاره های دور
من دلم برای "او" گرفته است...
همه با چای و خرما افطار می کنند
من با لبخند زیبای تو
این رمضان را خدا بر من ببخشاید
که بت پرست شدم
ای کاش
کیفرش آغوش تو باشد...
آدَمـای دِلـتـَنـگــــــ
یــﮧ وَقـتـایـے کــﮧ خـیـلـے بــِهشـوטּ خــوش مـے گــذَره وَ مـے خــَنـدَטּ
یــِهـو سـرشـونــو بــَرمـے گــَردونــَטּ اون وَرے
یــِکـَمــــ ثــابــِتــــــ میـشَـטּ
یــَواش یــَواش چــِشـاشـوטּ پــُر اَشـکـــــــ میـشــﮧ(!)
دلم کوچک است
اما اینقدر جا داره که برای تو که دوست دارم یه نیمکتی بذارم برای همیشه!
حقارت واژه ها را وقتی دیدم
که نتونستن مهربونیت رو توصیف کنند
به اندازه ی تمام خوبی های دنیا دوست دارم.
آجی جوووووووون نیستی ببین الان شد دو دفعه اومدم و رفته ام والابوخوا
ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ﺑﯿﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ
ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ
ﮐﻪ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ…
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺑﻤﺎﻧﯽ،
ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑـــﺮﻭﯼ
ﺍﯾﻦ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻠــــﯽ ﺟﻬﻨـــــــــــــــﻢ ﺍﺳﺖ...