سلام آجی جوووونم فدات مدات بشم من جیگر
به مدت تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری... وعده ما باشد روزی که تو دلتنگم شوی....! از این کامنتت خیلی خوشم اومد و پیامکش کردم
سلام به ناهید گلم قربونت برم مهربونم
دلم تنگ است... برای کسی که نمیداند... نمیداند که بی او به دشت جنون میرود دلم... میدانم که اگر نزدیکش شوم دور خواهد شد... پس بگذار که نداند چقدر بی او تنهایم... دور میمانم که نزدیک بماند...
گاهی لحظه های سکوت پرهیاهو ترین دقایق زندگی هستند مملو از آنـچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم بگوییم …
تــو هنـــوز... بــا تمـام نبـودنت... تنهــا پنــاهگــاه مـن... از ایـــــن آدمهــــــایـــی...
دلم پر از دلتنگیه... ولی... حرفی نیست...
شـــاید برایت عجیب ســت این همه آرامشـــم ! خــودمـــانی بگویــم ؛ ... به آخر که برسی ، دیگر فقط نـــگاه میکنــی . . ..
هـــر جا هستــــی برایــــت دنیــــ ــــــایی به زیبــــ ـــایی هر چه زیبــــ ـــایش میدانــــی آرزو میکنـــم ناهید جونم
گرمایی بوده ام همیشه ولی بین خودمان بماند سرمایی میشوم وقتی پای اغوش او درمیان باشد
گـاه دلـتـنـگـی آدم را خـفـه مـی کـنـد زیـر پـتـویـی کـه انـتـهـا نـدارد اشـک هـایـش . . خـرسِ کـوچـکِ کـودکـی هـایــش را در آغـوش مـی گـیـرد ؛ سـعـی مـی کـنـد اشـک بـریـزد تـا شـایـد آرام شـود . . بـعـد هـم صـورتـش را پـشـت عیـنـک دودی پـنـهـان مـی کـنـد و بـاز لـبـخـنـد مـی زنـد . . گـاه دنـیـایِ آدم خـیـلـی سـریـع بـه انـتـهـایـش نـزدیـک مـی شـود .....
در زندگی برای هر آدمی از یک روز از یک جا از یک نفر به بعد دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست نه روزها نه رنگها نه خیابانها همه چیز می شود دلتنگی...
هر روز خط خطی هایمـ ، بــی معـنی تر از دیـروز می شونـد... ! جز خـودم ، هر کس بــخوانـد، خـنـده اشـ مـی گیـرد... ! اما ... من هر کلمہ را بـا بـغض راهـی کاغذ مـیکنم
یه “دوستت دارم”هایی هم هست … میدونی دروغه ها … ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند،که هر رهگذری را شبیه تو میبینم!!!نمیدانم غریبه ها "تو" شده اندیا تو "غریبه"
سلام آجی جوووونم فدات مدات بشم من جیگر
به مدت تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری...
وعده ما باشد روزی که تو دلتنگم شوی....!
از این کامنتت خیلی خوشم اومد و پیامکش کردم
دلم تنگ است...
برای کسی که نمیداند...
نمیداند که بی او به دشت جنون میرود دلم...
میدانم که اگر نزدیکش شوم دور خواهد شد...
پس بگذار که نداند چقدر بی او تنهایم...
دور میمانم که نزدیک بماند...
گاهی لحظه های سکوت
پرهیاهو ترین دقایق زندگی هستند
مملو از آنـچه می خواهیم
بگوییم ولی نمی توانیم بگوییم …
تــو هنـــوز...
بــا تمـام نبـودنت...
تنهــا پنــاهگــاه مـن...
از ایـــــن آدمهــــــایـــی...
دلم پر از دلتنگیه...
ولی...
حرفی نیست...
شـــاید برایت عجیب ســت این همه آرامشـــم !
خــودمـــانی بگویــم ؛ ...
به آخر که برسی ، دیگر فقط نـــگاه میکنــی . . ..
هـــر جا هستــــی
برایــــت دنیــــ ــــــایی
به زیبــــ ـــایی هر چه زیبــــ ـــایش میدانــــی آرزو میکنـــم ناهید جونم
گرمایی بوده ام همیشه
ولی
بین خودمان بماند
سرمایی میشوم
وقتی پای اغوش او درمیان باشد
گـاه دلـتـنـگـی آدم را خـفـه مـی کـنـد
زیـر پـتـویـی کـه انـتـهـا نـدارد اشـک هـایـش . .
خـرسِ کـوچـکِ کـودکـی هـایــش را در آغـوش مـی گـیـرد ؛
سـعـی مـی کـنـد اشـک بـریـزد تـا شـایـد آرام شـود . .
بـعـد هـم صـورتـش را پـشـت عیـنـک دودی پـنـهـان مـی کـنـد
و بـاز لـبـخـنـد مـی زنـد . .
گـاه دنـیـایِ آدم خـیـلـی سـریـع بـه انـتـهـایـش نـزدیـک مـی شـود .....
در زندگی برای هر آدمی
از یک روز
از یک جا
از یک نفر
به بعد
دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست
نه روزها نه رنگها نه خیابانها
همه چیز می شود
دلتنگی...
هر روز خط خطی هایمـ ، بــی معـنی تر از دیـروز می شونـد... !
جز خـودم ، هر کس بــخوانـد، خـنـده اشـ مـی گیـرد... !
اما ...
من هر کلمہ را بـا بـغض راهـی کاغذ مـیکنم
یه “دوستت دارم”هایی هم هست …
میدونی دروغه ها …
ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند،که هر رهگذری را شبیه تو میبینم!!!نمیدانم غریبه ها "تو" شده اندیا تو "غریبه"