وقـتـــی دســـت در دســت ِ هــم
. . .
شــانـه بـه شــانـه ی ِ هـــم قــدم مــی زنـیــد . . .
زنـدگــی را بـرای ِ هــم تـعــریـف نـکــنـیـد
کــه زنـدگـی یـعـنــی فــلان و فــلان . . .
فـقــط دســت در دســت هــم و شــانـه بـه شــانـه ی ِ هــم قــدم بـزنـیــد . . .
زنـدگــی یـعـنــی هـمــیـن . . .
از بس خوابش را دیده ام دیگر نمیگویم خوابم می آید . . .
میگویم یارم می آید . . .
وعده ما همان رویای همیشگی .
وقتی تو نیستی
چقدر دل تنگ می شوم
گاهی خیلی زیاد
و این دلتنگی می بردم تا ترس
یک ترس دائمی
که نکند این دلتنگی ها همیشگی بشود...
آنــقدر درد دلـــــــهــایم زیاد است که نــمیدانم چگونه بـــنویسم
از درد دستــــــم
یا از درد دلــــــــم
بنام خدا با سلام خدمت شما مدیر محترم شما فقط با پرداخت ده هزار تومان می توانید صاحب یک پنل پیامک کوتاه کاملا حرفه ای شوید.برای دریافت آنی پنل به آدرس زیر مراجعه نمائید http://panel.mida- co.ir/register.php
سلام آجی جوووووووووووووووووووووونم فدات مدات بشم قربونت برم این هفته رفتم سفر جات خیلی خالی بود یادت بودم آجی جووووووون
وقتی امروزم بی تو گذشت
تازه فهمیدم
بی "تو"
هیچ ام ...
دیگر ...
نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است....
نه "سکوت" علامت "رضایت"....
دنیای غریبیست ...
ارزشها"عوض" شده اند و
"عوضی ها"، با ارزش....
ه لحظه گوش کن "خدا جونم"
جدی میگم نه شکوه است نه گلایه
در این دنیا حال خیلیها اصلا خوب نیست
یه دستی بکش به زندگیشون…!
جواب بعضی حرفا فقط یه نفس عمیقه
.
.
.
بزار تو دلت بمونه....
تولد بانوی دو عالم آبروی اهل جنت بر تمامی رهروان فاطمه زهرا مبارک و هر روز سال در پناه حضرت باشید انشاالله
روزت مبارک [بوسه]
سلام آآآآآآآآآجی جوووووووووون فدات مدات خیلی دلم برات تنگ شده والابوخودا خیلی ماهی آجی
.
شعر زیبای محبت مادر
بی محبت مادر/ یک قنات بی آبم
مثل راه بی مقصد / مثل عکس بی قابم
بی محبت مادر / از شکوفه ها دورم
یک کبوتر بی بال / یک چراغ بی نورم
بی محبتِ مادر / چون لبان بی لبخند
ساکتم و غمگینم / مثل بلبلی در بند
بی محبت مادر / در دلم صفایی نیست
از بهار در قلبم / هیچ رد پایی نیست
[گل][قلب]روزت مبارک ای شاهکار زیبای خلقت[قلب][گل]
سلام آجی جوووووووووونم خوبی عیزم فدات مدات خبری ازت ندارم
دلم برات تنگیده
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر!
همه جا میگویند :خواستن توانستن است....
وااای خدای من، وجودم دارد آتش میگیرد...
"یعنی او نخواست که نشد؟! "
از پل نامردان عبور نکن بگذار تو را اب ببرد......!!!
از ترس شیر به روباه پناه نبر بگذار شیر تو را بدرد...!!!
ببر باش و درنده ولی....
از کنار اهوی بی پناه به ارامی گذر کن..
وای آجی جووووون هر چی میزدم مینوشت متاسفانه نمیشه بزاری والابوخودا
وگرنه من داشتم میزاشتم هااااااا
اگر نگاهت به وسعت خور شید باشد
میتوانی یار را در همه پنجره ها ببینی
.اگر قلبت به زلا لی دریا باشد
میتوانی او را در همه رود ها جاری ببینی
اگر چشمانت به رنگ عشق باشد
میتوانی او را در کلبه محبت
به انتظار نشسته پیدا کنی
وکلید همان کلبه همان عشقی است
که در سرتاسر وجودت می درخشد.
به خاطر مردم است که می گویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار،
دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود
و مردم نمی دانند
چگونه می شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت ...
خدایا...
او جان من است
هر چه زودتر
جانم را به لبم برسان.
زندگی یه پل قدیمیه.
به این فکر نکن کهتنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه.
به این فکر باش
که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره...!
سلام عزیز دلم


خوبی ناهیدکم
فدات خانومم
منم دلم تنگت میشه خیلی زیاد خانومی
ای جونم جیگــــــــرمی
ای جانتو بشم عزیزکم

فدای تو دختر حساسو دل نازک بشم
خواهری چون همسنمه اینجوری گفتم به اشکی گلم
شما گلها که جا بچه هامم میشین قربونت
تو عزیز دل شادیی اینو هیچ وقت فراموش نکن خانومــــی
الهی قربونت برم آجی شادی جونم
نیمـ ـہ شَبـ ـ اَستـــ ــ اتـ ـاقِ تـ ـاریکـــ...
تـَخـتـِـ ـ خوابـَـ ـم...بـ ـآلِـ ـش خـیسـَـ ــم...
و بـ ـآز مَنـَـ ـم
کــــ ـه اَز درد دِلتَنــ ـگی...
مُچـ ـآلـ ـه میشَــوم زیـــ ـــرِ پَتـــو...
تمـ ـآم اُستـخـ ـوآن هایـَ ـم تیـــــــ ــــــر میکِشَـ ـد
تَــ ــرکــ کـــردن یـ ـآد تــــــ ــ ـــو...
از تَـ ـرکــــ اِعتیــــ ـــــــــاد هَـ ـم
سَـختــــ تـَ ـر اَستــــــ
من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم.
سلام آآآآجی جوووووووووون خوشحال میشم ک بیشتر بیایی وب چون با هم بیشتر در ارتباط میشیم والابوخودا فدات مدات آجی جوونم
الهی قربونت برم نفسی جووووووووووووووووووووووونم
اشکها قطره نیستند،بلکه کلماتی
هستند که می افتند...
فقط به خاطر اینکه :
پیدا نمیکنند کسی را
که معنی این کلمات را بفهمد
کاش عاشق آنقدر تنها نبود
کاش دل بستن فقط رویا نبود
کاش مجنون دست لیلی می گرفت
تا که لیلی در پی صحرا نبود
کاش فرهاد قطره ای احساس داشت
تا که شیرین این چنین رسوا نبود
وحوا به آدم گفت:دوستم داری؟وآدم پاسخ داد،مگر خبر مرگم چاره دیگه ایی هم دارم،واین گونه عشق آغازشد.
گاه می اندیشم...
چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم
همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران
وخدایی که زلال تر از باران است
به درد هم اگرخوردیم قشنگ است
یه شانه یار هم بودیم قشنگ است
در این دنیا که پایانش به مرگ است
برای هم اگر مردیم قشنگ است
قوی کسی است که ،
نه منتظر میماند خوشبختش کنند
و نه اجازه میدهد بدبختش کنند .
سخت تر از
تمام نبودنت
دفتریست
جا مانده از خاطرات
که هر برگش
احساسیست
که به دار آویخته شد
شب های من اینجوری صبح میشه...
با اشک و لبخند و درودیوار
آهنگی که دوست داشتی و تکرار
سیگار و هی سیگار و هی سیگار...
خــــــــــدایـــــــــا مــــــــــــانــده ام..
نـمـیــــــــــــــــــــــدانـم
از دســت داده ام
یــــــــا از دسـت رفتـــــــــــــــه ام
کــــــــــه روزگــــــــــارم چنیـــــــــــن اسـت...!!!.
سلام عزیزکم

خوبم به خوبیت خانومم
مـــــابیشتـــــــــــــــــــــــــــر
سلام آآجی جوووووووون فدات مدات خیلی گلی آجی جووونم بوس سفت سفت هنگامه ای

الهی قربونت برم آجی جووووووووووووووونم
فڪـر مـﮯڪُنیـґ بَـבتـریـטּ בَرב
اَز בَسـت בآבَטּ ِ ڪَسیـﮧ ڪـﮧ בوستـش בآریـґاَمّـا
حـَقیقَـت اینـﮧ ڪـﮧ
اُز בَسـت בآבَטּ ِ פֿــوבمـوטּ ، و اَز یــآב بـُرבَטּ ِ ایـטּ ڪـﮧ ڪـﮯ هـَستیـґ
و چقـَבر اَرزش בآریـґ …. گـآهـﮯ وَقتـها פֿـیلـﮯ בَرבنـآڪ تَـره
قصه گوی شب تنهایی من
دیرآمدی و دورتربن قصه شدی
کاش در خویش هم آغوش شویم
کاش بی هم دل آزرده شویم!
قول داده اَم...
گاهـــﮯ
هَر اَز گاهـــﮯ
فانـــوس یادَت را
میاטּ ایـטּ کوچه ها بـﮯ چراغ و بـﮯ چلچلـﮧ، روشَـטּ کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـטּ هَماטּ منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهاے بـﮯ خواب و بـﮯ خاطـــِره
میاטּ این کوچـﮧهاے تاریک پَرسـﮧ میزَنـَم
اَما بـﮧ هیچ سِتارهے دیگـَرے سَلام نَخواهــَـم کَرد...
خیالَت راحَت
آدمـ هـا مـے آینـد
زنـدگـے مـے کننـد
مـے میـرنـد و مـے رونـد …
...
امـا فـاجعــہ ـے زنـدگـے تــو
آטּ هـنگـامـ آغـاز مـے شـود کــہ آدمـے مـے رود امــا نـمـے میـرد!
مــے مـــانــد
و نبـودنـشـ در بـودטּ تـو
چنـاטּ تــہ نـشیـטּ مـے شـود
کــہ تـــو مـے میـرے!!
مُتَنَفِرَمْ اَزْ اِنْسآטּْ هآیےْ کِهـ دیوآرِ بُلَنْدَتْ رآ مےْ بینَنْدْ ،
ولےْ بهـ دُنْبآلِ هَمآטּْ آجُرِ لَق دیوآرَتْ هَسْتَنْدْ کِهـ . . .
تُو رآ فُروْ بریزَنْدْ . . .
تآ تُو رآ اِنْکآرْ کُنَنَدْ . . .
وَ اَزْ رُویَتْ رَدْ شَوَنْدْ . .
آدمـ هـا مـے آینـد
زنـدگـے مـے کننـد
مـے میـرنـد و مـے رونـد …
...
امـا فـاجعــہ ـے زنـدگـے تــو
آטּ هـنگـامـ آغـاز مـے شـود کــہ آدمـے مـے رود امــا نـمـے میـرد!
مــے مـــانــد
و نبـودنـشـ در بـودטּ تـو
چنـاטּ تــہ نـشیـטּ مـے شـود
کــہ تـــو مـے میـرے!!
اهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود
که می خواهم تا سقفِ آسمان پرواز کنم
و رویش دراز بکشم
آرام و آسوده
مثلِ ماهیِ حوضمان
که چند روزی ست رویِ آب است..
من که یاری ندارم،چشم انتظاری ندارم/
قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم/
قاصدک به چشم من قصه یک دردی برو/
میدونم برای من خبر نیاوردی برو/
توی هفت تا آسمون من یه ستاره ندارم/
کسیکه عشق منو به یاد بیاره ندارم/
ندارم دلی که یه لحظه به یادم بزنه/
ندارم هیچ کسی که فکر کنی یار منه/
قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم/
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم/
خیلی وقته اونیکه براش میمردم دیگه نیست/
قاصدک ها روبه یادش میشمردم دیگه نیست/
خیلی وقته که دارم با تنهای سر میکنم/
همه قاصدکهای شهرو پرپر میکنم/
قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم/
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم/
سلامتی کسایی که توخاطرمون”ابدی”هستن اما توخاطرشون “عددی”نیستیم…!
ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون باد
به گرفتاررهایی نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت
بال تنها غم ِ غربت به پرستوها داد
آجی جوووون هر دفعه میام چند تا ک کامنت میزارم دیگه قبول نمیکنه
بخاطر همین کامنتام چند تا چندتا میشه
فدات مهربونم
اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان کارکرد مغزشان یک میلیونوم معدشان بود
اکنون کره ی زمین تعریف دیگری داشت….!
( انشتین )
بیچاره آدمی در میان دو رسوایی قرار دارد، اول می گوید:
مرا پر کن وگرنه رسوایت می کنم….
و چون پر شد، می گوید: مرا خالی کن، وگرنه آبرویت را به باد می دهم….!
( لقمان حکیم )