X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
شنبه 4 آبان‌ماه سال 1392
توسط: Nahid

دانلود رمان ایرانی و عاشقانه نجابت من ، بهانه تو برای موبایل و کامپیوتر

نام کتاب : دختری به نجابت من ، بهانه تو

نویسنده کتاب : ~sara76~ کاربر انجمن 98ia

سبک کتاب : عاشقانه

زبان کتاب : فارسی

قالب کتاب : Jar & Pdf

حجم پرنیان : 209 کیلو بایت

حجم پی دی اف : 1.4 مگابایت

خلاصه داستان 

 


جلوتر میکشمش!

محکم ترش میکنم!

این یک تکه پارچه را…

روسری ام را میگویم!

حجابم را…

همان که انگشت رویش گذاشتی!

همان که به خاطرش رفتی!

بهانه ات را میگویم…

رفتی…

بهانه ات اما هنوز هست!

رفتی!

بی توجه به حرف مردم!

وتو باز میگردی…!

ومهم نیست مردم چه میگویند!

مردم باید همیشه حرفی برای گفتن داشته باشند! … پایان خوش


 

با تشکر از سایت www.98ia.com  و ~sara76~ عزیز بابت نوشتن این رمانزیبا .

 دانلود نسخه موبایل

 دانلود نسخه کامپیوتر

نظرات (9)
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:33
تنهایی یعنی …
عبور می کنم هر روز
از کنار نیمکت های خالیه پارک….
طوری که انگار کسی در نیمکت های آخرین
انتظارم را میکشد و به آنجا که میرسم...
باید وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام!!!
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:34
خواهری زدی تو کار کتاب خیلی خوبه یعنی عالیه
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:49
چنان دل کندم ازدنیاکه شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرادرخودکه مرگ من تماشاییست

مرادراوج می خواهی تماشاکن تماشاکن

دروغین بودازدیروزمراامروزحاشاکن

دراین دنیاکه حتی ابرهم نمی گریدبه حال من

همه ازمن گریزانندتوهم بگریزازاین تنها

فقط اسمی به جاماندازانچه بودم وهستم

دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده دردستم

گره افتاده درکارم به خودکرده گرفتارم

به جزدرخودفرورفتن چه راهی پیش رودارم

رفیقان یک به یک رفتندمراباخودرهاکردند

همه خوددردمن بودندگمان کردم که هم دردند

شگفتاازعزیزانی که هم اوازمن بودند

به سوی اوج ویرانی پل پروازمن بودند...
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:55
آدمــــــــــــ ـــاااا ۲ جور زندگـــی میکنند :

یا غرورشـــــــونـو زیر پاشون میذارن و با انسانها زندگی میکنند

یا انســانها رو زیر پاشون میذارن و با غرورشــــــون زندگی میکنند ...
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:58
وقتی دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها زار زارگریه میکنم

پس وقتی بارون اومد بدون دلم برات تنگ شده به یاد من باش
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:03
[گل] این روزها

دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!

سلام...

این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !

تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:05
در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمی جنبد
آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی است
روی این مرداب یک جنبنده پیدا نیست
آفتاب از اینهمه دلمردگی ها رویگردان است
بال پرواز زمان بسته است
هر صدائی را زبان بسته است
زندگی سر در گریبان است

ای قناریهای شیرین کار
آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار
ای خروشان موجهای مست
آفتاب قصه هاتان گرم
چشمه ی آوازتان تا جاودان جوشان
شعر من می میرد و هنگام مرگش نیست
زیستن را در چنین آلودگیها زاد و برگش نیست

ای تپشهای دل بی تاب من
ای سرود بیگناهی ها
ای تمناهای سرکش
ای غریو تشنگی ها
در کجای این ملال آباد
من سرودم را کنم فریاد؟
در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:10
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمی پرسم
هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟
قلب من و چشم تو می گوید به من : آری

فریدون مشیری
امتیاز: 0 0
هنگامه
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:13
کوچه ای را بود نامش معرفت
مردمانش بامرام از هر جهت
سیل آمدکوچه راویرانه کرد
مردمش را با جهان بیگانه کرد
هرچه در آن کوی بوداز معرفت
شست و باخود برد سیل بی صفت
ازتمام کوچه تنها یک نفر
خانه اش ماندوخودش جست از خطر
رسم و راه نیک هرجابودو هست
ازنهاد مردم آن کوچه است
چون که در اندیشه ام اینگونه ای
حتم دارم بچه آن کوچه ای
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد